تومان۶۸۰,۰۰۰

تومان۲۴۰,۰۰۰

تومان۴۵۰,۰۰۰

تومان۱۷۵,۰۰۰

تنگ آمدم از وجود خود، تنگ

فخرالدین عراقی- غزل شماره 150

تنگ آمدم از وجود خود، تنگ

ای مرگ، به سوی من کن آهنگ

بازم خر ازین غم فراوان

فریاد رسم ازین دل تنگ

تا چند آخر امید یابیم؟

تا کی به امید بوی یا رنگ؟

کی بو که ز خود خلاص یابم

فارغ گردم ز نام و از ننگ؟

افتادم در خلابِ محنت

افتان خیزان، چو لاشهٔ لنگ

گر بر در دوست راه جویم

یک گام شود هزار فرسنگ

ور جانب خود کنم نگاهی

در دیدهٔ من فتد دو صد سنگ

ور در ره راستی روم راست

چون در نگرم، روم چو خرچنگ

ور زانکه به سوی گل برم دست

آید همه زخم خار در چنگ

دارم گله‌ها، ولی نه از دوست

از دشمن پر فسون و نیرنگ

با دوست مرا همیشه صلح است

با خود بوَد، ار بوَد مرا جنگ

این جمله شکایت از عراقی است

کو بر تن خود نگشت سرهنگ

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها