تیغ از میان به قصد من ناتوان مکش

طبیب اصفهانی – غزل شماره 95

تیغ از میان به قصد من ناتوان مکش

ور زانکه می کشی ز پی امتحان مکش

آمد بر استخوان چو مرا ناوکت مکن

بر من جفا و ناوکم از استخوان مکش

یابند چون ز بوی تو جان کشتگان تو

تا نگذری به خاک شهیدان عنان مکش

ای شاخ گل که باد ته را سرکشی فزون

زنهار سر ز تربیت باغبان مکش

ای گل ز بلبلان چه کشی دامن از غرور

دامن ز بلبلان کهن آشیان مکش

این است اگر سلامت وارستگان خاک

ای غرقه خویش را به کنار از میان مکش

جویای فیض از در یک آستانه باش

هر دم خروش بر در هر آستان مکش

چون نیست مصلحت که شود فاش راز عشق

گر آگهی تو پرده زر از نهان مکش

گر دل تو را به کعبه مقصود می کشد

دست طلب ز دامن پیر مغان مکش

آن به که هیچکس نشناسد تو را طبیب

بیهوده رنج از پی نام و نشان مکش

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها