ورود-ثبت نام

گو روزگار هر چه تواند به ما کند

طبیب اصفهانی – غزل شماره 68

گو روزگار هر چه تواند به ما کند

ما و تو را مباد که از هم جدا کند (1)

مرغ شکسته بالم و صیاد بی وفا

ترسم به این بهانه ز دامم رها کند

آزار ما بس است، که خود را به خون کشد

کاوش کسی که با دل مجروح ما کند

گستاخ می وزد به حریم چمن رواست

گر عندلیب شکوه ز باد صبا کند

در هجر اگر طبیب شبی روز کرده ای

دانی شب فراق به روزم چها کند

 


واژگان دشوار : 1-این مصراع در برخی منابع چنین آمده است : روزی مباد ما و تو از هم جدا کند

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *