شکست رنگ می از ترک میگساری ما - ادبستان شعر پارسی % %

شکست رنگ می از ترک میگساری ما

صائب تبریزی- غزل شماره 663

 

شکست رنگ می از ترک میگساری ما

نمک به چشمِ قدح ریخت هوشیاری ما

کم است اشک برای سیاهکاری ما

مگر کند عرق انفعال یاری ما

نماند در دل خم نم ز میگساری ما

سفید شد لبِ ساغر ز بوسه کاری ما

به چشم جوهریان گوهر بصیرت نیست

وگرنه گرد یتیمی است خاکساری ما

چنان کز آیۀ رحمت امید خلق افزود

یکی هزار شد از خط امیدواری ما

شده است حلقۀ گرداب، چشم قربانی

ز چارموجۀ طوفان بی قراری ما

رسید خیرگی چشم ما به معراجی

که ماه بر فلک از هاله شد حصاری ما

کلاه گوشۀ همّت بلند کردۀ ماست

چو تیغ کوه ز ابرست آبداری ما

چنان گذشت ز تقصیر ما عنایت دوست

که از گناهِ نکرده است شرمساری ما

به زیر تیغ فشردیم پای خود چندان

که کوه بست کمر پیش بردباری ما

ز تار و پودِ جهان آگهیم با طفلی

دویده است به هر کوچه نی سواری ما

زبان ما اگر از شکر تیغ خاموش است

دهان شکرگزاری است زخم کاری ما

ازان دوید به آفاق نام ما صائب

که روشن است جهان از نفس شماری ما

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤