گر چه از درد خزانی شده رخسارۀ ما - ادبستان شعر پارسی % %

گر چه از درد خزانی شده رخسارۀ ما

صائب تبریزی- غزل شماره 562

 

گر چه از درد خزانی شده رخسارۀ ما

می توان چید گل از سینۀ صد پارۀ ما

نفس گرم درین بوته نخواهد ماندن

تا شود شیشۀ می این دل چون خارۀ ما

گر چه از داغ یتیمی دل ما سوخته است

هست سنگ یَده هر مهرۀ گهوارۀ ما

چرب سازد علم از خون شفاعت خواهان

چون برآرد ز میان تیغ، ستمکارۀ ما

درد خود گر به مسیحای زمان عرض کنیم

می زند بر در بیچارگی از چارۀ ما

آب دریا نکند ریگ روان را سیراب

سیری از باده ندارد دل میخوارۀ ما

صائب از سعی محال است به انجام رسد

سفر ریگ روان و دل آوارۀ ما

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤