مکن کوتاه در ایّام خط زلف پریشان را - ادبستان شعر پارسی % %

مکن کوتاه در ایّام خط زلف پریشان را

صائب تبریزی- غزل شماره 404

مکن کوتاه در ایّام خط زلف پریشان را

که باشد ناگزیر از مدّ بسم الله دیوان را

ز آزار دل سرگشتگان بگذر که این خجلت

ز میدان سر به پیش افکنده بیرون برد چوگان را

می روشن گهر میخانه را تاریک نگذارد

چراغ از خون گرم خود بود خاک شهیدان را

بهار حسن خوبان آب و رنگ از عشق می گیرد

که دارد تازه شور بلبلان زخم گلستان را

اگر دیوانۀ من آستین از چشم بردارد

کند فوّارۀ خون گردباد این بیابان را

طراوت برد از سیمای گردون سینۀ گرمم

سفال تشنۀ من ساخت دود تلخ، ریحان را

به زخم چرخ تن در ده که جز امّید همواری

نباشد مرهم دیگر، درشتیهای سوهان را

منال از تلخکامی، رو به درگاه کسی آور

که رزق مور می سازد شکرخند سلیمان را

در آن فرصت که در دیوانگی ثابت قدم بودم

ز لنگر کشتیَم بی بال و پر می کرد طوفان را

معَطر شد در و دیوار از افکار من صائب

اگر چه در صفاهان نیست بو، سیب صفاهان را

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤