ز خانه مست برون آن نگار آمده بود - ادبستان شعر پارسی % %

ز خانه مست برون آن نگار آمده بود

صائب تبریزی- غزل شماره 3961

ز خانه مست برون آن نگار آمده بود

به اختیار نه، بی اختیار آمده بود

شکفته روی و شلایین و مست و خواب آلود

به مدعای من دل فگار آمده بود

چو شاخ گل ز سراپاش خنده می بارید

گشاده روی تر از نوبهار آمده بود

خطر ز سایۀ خود داشت نخل نوخیزش

ز بس که در خور بوس و کنار آمده بود

اگر چه بود ز مستی به هر طرف مایل

به جانب دل امیدوار آمده بود

چو آفتاب که آید برون ز چادر صبح

برون ز پردۀ شرم آن عذار آمده بود

پیاده بود به ظاهر چو گلبن نوخیز

ولی به بردن دلها سوار آمده بود

کمی نبود ز اسباب عیش بزمش را

برون ز خانه به قصد شکار آمده بود

هنوز بخت گرانخواب چشم می مالد

ز دولتی که مرا در کنار آمده بود

نبود شیوۀ او لطفی این چنین صائب

ز جذبۀ دل امیدوار آمده بود

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤