ز می فروغ لب یار بیشتر گردد

صائب تبریزی- غزل شماره 3677

ز می فروغ لب یار بیشتر گردد

ز آب، آتشِ یاقوت شعله ور گردد

چه غم ز زخم زبان است خاکساران را؟

به گردباد خس و خار بال و پر گردد

تو چون به جلوۀ مستانه قد برافرازی

فلک چو سبزۀ خوابیده پی سپر گردد

چنان که صبح شود اختر از نظر پنهان

ز خنده راز دهانش نهفته تر گردد

یکی هزار شود داغ در دل غمگین

زمین سوخته گلشن به یک شرر گردد

نظر به چشمۀ حیوان سیه نمی سازد

ز آب تیغِ شهادت لبی که تر گردد

نمی شود به ضعیف از قوی ستم نرسد

همیشه کوه گران، بار بر کمر گردد

ثمر به سنگ گران است بر سبک مغزان

نهال ما به چه امید بارور گردد؟

چرا ز مردم بیگانه مردمی جوید؟

به چشم هرکه رگ خواب نیشتر گردد

درِ بهشت گشایند بر رخش صائب

مرا به میکده هرکس که راهبر گردد

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها