تا به تعظیم نهال تو ز جا برجستند

صائب تبریزی- غزل شماره 3491

تا به تعظیم نهال تو ز جا برجستند

سروها یکقلم از پای دگر ننشستند

از تماشای تو نظارگیان راست دو عید

تا دو ابروی هلال تو به هم پیوستند

مزن ای شانه به هم زلف دلاویزش را

که درین سلسله بسیار عزیزان هستند

می توان کرد عمارت چو شود کعبه خراب

وای بر سنگدلانی که دلی را خستند

چه خیال است که در روز جزا سبز شوند؟

دانه هایی که درین شوره زمین پا بستند

وقت آن صافدلان خوش که ز لبهای خموش

پیش یأجوجِ سخن سدّ خموشی بستند

می برم رشک درین بزم بر آن مشت سپند

که به یک نالۀ جانسوز ز آتش جستند

از گدازند درین دایره ایمن صائب

چون مه آنان که لب نان فلک نشکستند

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها