کتاب گلستان و بوستان سعدی به نثر

تومان۱۵۰,۰۰۰
تومان۱۴۰,۰۰۰
تومان۱۱۰,۰۰۰
تومان۲۳۰,۰۰۰
تومان۱۲۰,۰۰۰
تومان۱۰۰,۰۰۰

بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شد

صائب تبریزی- غزل شماره 3429

بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شد

حلقۀ کعبه شد آن چشم که حیران تو شد

بس که جان در طلبت راهروان افشاندند

سر بسر خردۀ جان ریگ بیابان تو شد

چون در فیض شود قبلۀ ارباب نیاز

چاک هر سینه که از خنجر مژگان تو شد

بی نمک می شمرد مایدۀ جنت را

کام هرکس نمکین از نمک خوان تو شد

گرچه از گوهر جان شد صدف خاک تهی

جگرش کان بدخشان ز شهیدان تو شد

می کند خون به دل غازۀ حوران بهشت

خون هر کشته که گلگونۀ دامان تو شد

غوطه زد در عرق خون ز شفق پیرهنش

صبح از بس خجل از چاک گریبان تو شد

آب روشن که روان بود درین سبز چمن

خشک چون آینه از حیرت جولان تو شد

رم آهو که بر او بود بیابانها تنگ

پایِ خوابیده ز گیرایی مژگان تو شد

ماه کنعان که ز جان مصر خریدارش بود

محو چون خواب فراموش به زندان تو شد

آید از دیدن خورشید جهانتاب به حال

خیره هر چشم که از چهرۀ تابان تو شد

شور محشر چه کند با دل صد پارۀ من؟

خوش نمک زخم من از پستۀ خندان تو شد

نتوان کرد به شیرازۀ محشر جمعش

هر که زیر و زبر از شوخی جولان تو شد

با خیال تو چه شبها که به روز آوردم

تا دل سوخته ام شمع شبستان تو شد

قسمت من چه بود زان لب سیراب، که خضر

با لب تشنه ز سرچشمۀ حیوان تو شد

خط یاقوت غبار نظر من گردید

سرمۀ بینش من تا خط ریحان تو شد

گرچه از میوۀ شیرین نشود دندان کُند

کُند دندان من از سیب زنخدان تو شد

گرچه هر بیت ز دیوان تو بیت الغزل است

صائب این تازه غزل زینت دیوان تو شد

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها