
صائب تبریزی- غزل شماره 3297
آه عشاق سیهروز اثرها دارد
شب این طایفه در پرده سحرها دارد
بر سر راز تو چون بید دلم می لرزد
شیشه از بادۀ پر زور خطرها دارد
دل ازان موی میان چون به سلامت گذرد؟
از کمر وحشی رم کرده خطرها دارد
دل صاحب نظران را به تغافل مشکن
کاین حبابی است که در پرده گهرها دارد
ادبِ عشق زبان بندِ لب اظهارست
ور نه هر ذره ز خورشید خبرها دارد
سرو از زمزمۀ فاخته موزون گردید
نفس سوختگان طرفه اثرها دارد
خبر از عاشق سرگشته گرفتن شرط است
شمع از بهر همین کار شررها دارد
گل فتاده است به چشم تو ز غفلت، ورنه
خار در هر سر انگشت هنرها دارد
مرو از راه به آوازۀ دریا صائب
صدف خامش ما نیز گهرها دارد



