آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد - ادبستان شعر پارسی % %

آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد

صائب تبریزی- غزل شماره 3284

آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد

خواب در وقت سحرگاه گران می‌گردد

آسمان در حرکت از نظر روشن ماست

آب از قوّت سرچشمه روان می‌گردد

رای روشن ز بزرگان کهنسال طلب

آب‌ها صاف در ایام خزان می‌گردد

طالب خلق اگر گوشۀ عزلت گیرد

همچو دامی است که در خاک نهان می‌گردد

رتبۀ عشق به تدریج بلندی گیرد

باده چون کهنه شود نشأه جوان می‌گردد

آسمان خاک ره مردم بی‌آزار است

گرگ در گلۀ این قوم شبان می‌گردد

هرکه را تیغ زبان نیست به فرمان صائب

عاقبت کشتۀ شمشیر زبان می‌گردد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤