ز سختیهای دوران دیدۀ بینا شود پیدا - ادبستان شعر پارسی % %

ز سختیهای دوران دیدۀ بینا شود پیدا

صائب تبریزی- غزل شماره 320

ز سختیهای دوران دیدۀ بینا شود پیدا

شرار زنده دل از آهن [و] خارا شود پیدا

جهد پیوسته نبض موج در دریای پر شورش

دل آسوده هیهات است در دنیا شود پیدا

به خون خوردن گشاید عقدۀ سر در گم عالم

چنان کز بادۀ روشن، ته دلها شود پیدا

گذارد سرو را از طوق قمری نعل در آتش

به هر گلشن که آن سرو سهی بالا شود پیدا

ز شوق جستن آتش زیر پا دارد شرار من

چه آسایش مرا از بستر خارا شود پیدا؟

توان در پردۀ شرم از عذار یار گل چیدن

که حسن بادۀ گلرنگ در مینا شود پیدا

به جز خفّت ندارد حاصلی خشم و غضب صائب

بغیر از کف چه از آشفتن دریا شود پیدا؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤