بجز تشویش خاطر عالم فانی نمی دارد

صائب تبریزی- غزل شماره 2961

بجز تشویش خاطر عالم فانی نمی دارد

جهان دارالامانی غیر حیرانی نمی دارد

نباشد هیچ بنیادی ز سیل حادثات ایمن

بغیر از خانه بر دوشی که ویرانی نمی دارد

ز خورد و خواب بگذر گر دل بیدار می خواهی

که بیداری ز پی خواب تن آسانی نمی دارد

سحرخیزی ز آب زندگی سیراب می گردد

که دست از دامن شبهای ظلمانی نمی دارد

گذارد بی سروپایی در آتش نعل سالک را

گهر در بحر آسایش ز غلطانی نمی دارد

حجاب و شرم در کارست حسن لاابالی را

گریز از چاه و زندان ماه کنعانی نمی دارد

گرفتار ترا چشم ترحم نیست از مردم

که امید شفاعت صید قربانی نمی دارد

همان از دور می بوسم زمین هر چند می دانم

که دربان کریمان چین پیشانی نمی دارد

مپیچ از غنچه خسبی سر اگر آسودگی خواهی

که گل در غنچگی بیم از پریشانی نمی دارد

چه باشد دین و دل صائب که نتوان باخت در راهش؟

دو عالم باختن اینجا پشیمانی نمی دارد

 

 

 

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها