مرا زنگ ملال از دل شراب ناب بردارد - ادبستان شعر پارسی % %

مرا زنگ ملال از دل شراب ناب بردارد

صائب تبریزی- غزل شماره 2911

مرا زنگ ملال از دل شراب ناب بردارد

اگرچه بیشتر آیینه زنگ از آب بردارد

ز فکر دور گردان رنگ می بازد، نمی دانم

که چون بار نگاه آن چهرۀ سیراب بردارد؟

گره شد کار خضر از زندگانی سخت می ترسم

که از تیغ تو زخمی بهر فتح الباب بردارد

اگرچه گریه طوفان کرد بر بالین بخت من

نشد این سبزۀ خوابیده سر از خواب بردارد

زبان العطش گویی شود هر موج سیرابش

اگر زخم شهیدان تو از بحر آب بردارد

نبرد افسردگی خورشید عالمسوز عشق از من

چه گرمی پشت من از قاقم و سنجاب بردارد؟

شود چون حلقۀ زنجیر چشم آهوان نالان

اگر مجنون من دست از دل بیتاب بردارد

محبت سینه را از آرزوها پاک می سازد

چه افتاده است کس خار از ره سیلاب بردارد؟

دهن چون باز کردی خواهش خود را مکن ناقص

که از شمشیر زخم دوربینان آب بردارد

نشد خالی دل پرخون ز چشم خونفشان صائب

گل ابری ازین دریا چه مقدار آب بردارد؟

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤