دل به دشمن چون ملایم شد مصفّا می شود - ادبستان شعر پارسی % %

دل به دشمن چون ملایم شد مصفّا می شود

صائب تبریزی- غزل شماره 2684

 

دل به دشمن چون ملایم شد مصفّا می شود

سنگ با آتش چو نرمی کرد مینا می شود

ای نسیم بی مروّت باددستی واگذار

صبح می سوزد نفس تا غنچه ای وا می شود

چون رود بیرون ز باغ آن یوسف گل پیرهن

گل به دامنگیریش دست زلیخا می شود

گرد عصیان بحر رحمت را نمی آرد به جوش

صاف گردد سیل چون واصل به دریا می شود

خاکساران قدردان صحبت یکدیگرند

می جهم گردی اگر از دور پیدا می شود

خیره می گردد نظر از پرتو خال رخش

ذرّۀ این بوم و بر خورشید سیما می شود

با خیال یار صحبت داشتن خوش دولتی است

می برم غیرت بر آن عاشق که تنها می شود

اینقدر کیفیّت دیدار هم می بوده است؟

تا عرق از چهره اش گل کرد صهبا می شود

صائب از اندیشۀ آن زلف و کاکل در گذر

فکر چون بسیار در دل ماند سودا می شود

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤