آه سردی ناتوانان را به فریاد آورد

صائب تبریزی- غزل شماره 2381

 

آه سردی ناتوانان را به فریاد آورد

باد چون شیر این نیستان را به فریاد آورد

حسن نازکدل ندارد طاقت تمکین عشق

بلبل خامش گلستان را به فریاد آورد

گریه بر عاشق گوارا نیست در شبهای وصل

ابرِ بی هنگام دهقان را به فریاد آورد

از گرانجانان کاهل جسم دارد شکوه ها

پای خواب آلود دامان را به فریاد آورد

از مغیلان گرچه می نالند دایم رهروان

پای گرم ما مغیلان را به فریاد آورد

دارد از چوب گدا قفل دهان سگ کلید

دیدن سایل خسیسان را به فریاد آورد

بار درد خویش را صائب اگر بیرون دهم

کوه و صحرا و بیابان را به فریاد آورد

 

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها