تومان۱۷۵,۰۰۰

تومان۲۰۰,۰۰۰

تومان۱۳۰,۰۰۰

تومان۴۵۰,۰۰۰

تومان۳۰۰,۰۰۰

هر که در گلشن چو شبنم چشم عبرت باز کرد

صائب تبریزی- غزل شماره 2359

هر که در گلشن چو شبنم چشم عبرت باز کرد

بی توقّف از جهان رنگ و بو پرواز کرد

داشت بیدردی به زندان تن آسانی مرا

زخم تیغ او در رحمت به رویم باز کرد

گر سبک سازی چو عیسی از علایق خویش را

می توان با بیضه زین بستانسرا پرواز کرد

کرد حلّاجی کمانِ دار عبرت پنبه اش

هر تُنُک ظرفی که چون منصور کشف راز کرد

عشق آخر انتقام خویش از یوسف کشید

گرچه در آغاز چندی بر زلیخا ناز کرد

گرچه در کهسار خندان بود کبک مست ما

از ته دل خنده در سرپنجۀ شهباز کرد

در دل است آن کس کز او آفاق عالم روشن است

باخت چشم آن کس که این آیینه را پرداز کرد

شد ز چشم شور دریا آب در کامش گره

تا صدف لب پیش ابر نوبهاران باز کرد

از نصیحت نالۀ گردون نوردم پست شد

گوشمال این ساز سیرآهنگ را ناساز کرد

ناخن شاهین سراسر می رود در سینه ام

بر میان نازکش تا بهله دست انداز کرد

جبهۀ واکرده مفتاح زبان بسته است

صفحۀ آیینه طوطی را سخن پرداز کرد

هر که صائب معنی رنگین به لفظ تازه بست

بادۀ شیراز را در شیشۀ شیراز کرد

 

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها