چون صبح، زندگانی روشندلان دمی است - ادبستان شعر پارسی % %

چون صبح، زندگانی روشندلان دمی است

صائب تبریزی- غزل شماره 2008

 

چون صبح، زندگانی روشندلان دمی است

امّا دمی که باعث احیای عالمی است

عیش غلط نمای جهان پردۀ غمی است

شیرازۀ شکفتگیش زلف ماتمی است

آن را که راهزن نشود نعل واژگون

ابروی ماه عید، هلال محرّمی است

در چشم آبگینۀ ما دل رمیدگان

زنگ ملال، دامن صحرای خرّمی است

از سینه هر دمی که برآید ز روی صدق

مانند صبح، صیقل زنگار عالمی است

بر هر دلی که زخمی تیغ زبان شود

بی چشم زخم، سودۀ الماس مرهمی است

هر جا به عاجزی رود از پیش کارها

هر مور اژدهایی و هر زال رستمی است

آن را که شد گزیده ز طول حیات خویش

لیل و نهار در نظرش مار ارقمی است

دلهای آب گشتۀ مرغان بینواست

هر جا به چهرۀ گل این باغ شبنمی است

هر چند نم برون ندهد خاک خشک مغز

نسبت به آسمان سیه کاسه حاتمی است

در پنجۀ تصرّف اغیار، زلف تو

در دست دیو مانده گرفتار، خاتمی است

صائب بغیر چاه زنخدان یار نیست

راز مرا گر از همه آفاق محرمی است

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤