لبهای خشک، موجۀ عمّان تشنگی است - ادبستان شعر پارسی % %

لبهای خشک، موجۀ عمّان تشنگی است

صائب تبریزی- غزل شماره 2007

لبهای خشک، موجۀ عمّان تشنگی است

تبخال آتشین، گل بستان تشنگی است

گر هست اثر ز حسن گلوسوز در جهان

در دودمان شمعِ شبستان تشنگی است

جنّت بود هلاک دل داغ دیدگان

کوثر کباب سینۀ سوزان تشنگی است

تبخال آتشین به لب سوزناک من

چشمی بود که واله و حیران تشنگی است

حسن برشته ای که جگر را کند کباب

بی چشم زخم، ریگ بیابان تشنگی است

قطع نظر ز حسن گلوسوز مشکل است

کوثر وگرنه دست و گریبان تشنگی است

رعناترست یکقلم از عمر جاودان

هر مدّ کوتهی که به دیوان تشنگی است

آگاه نیستی که چه گلهای آتشین

در بوته های خار مغیلان تشنگی است

همواری دلی که طمع داری از حیات

موقوف بر درشتی سوهان تشنگی است

رقص نشاط کشتی عاشقْ شکستِ ما

موقوف چارموجۀ طوفان تشنگی است

شوقم ز خط فزود به آن لعل آبدار

موج سراب، سلسله جنبان تشنگی است

سیری ز زخم تیغ تو نقشی بود بر آب

هر موج ازان محیط، رگ جان تشنگی است

پی می برد ز خشکی لبها به سوز دل

صائب نگاه هر که زبان دان تشنگی است

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤