تومان۳۵۰,۰۰۰

تومان۴۵۰,۰۰۰

تومان۳۰۰,۰۰۰

آنچنان کز رفتن گل، خار می ماند به جا

صائب تبریزی- غزل شماره 2

آنچنان کز رفتن گل، خار می ماند به جا

از جوانی حسرت بسیار می ماند به جا

آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است

آنچه از عمر سبکرفتار می ماند به جا

نیست غیر از رشتۀ طول امل چون عنکبوت

آنچه از ما بر در و دیوار می ماند به جا

کامجویی غیر ناکامی ندارد حاصلی

در کف گلچین ز گلشن خار می ماند به جا

رنگ و بوی عاریت پا در رکاب رحلت است

خارخاری در دل از گلزار می ماند به جا

جسم خاکی مانع عمر سبکرفتار نیست

پیش این سیلاب کی دیوار می ماند به جا؟

غافل است آن کز حیات رفته می جوید اثر

نقش پا، کی زان سبکرفتار می ماند به جا؟

هیچ کار از سعی ما چون کوهکن صورت نبست

وقت آن کس خوش کز او آثار می ماند به جا

زنگ افسوسی به دست خواجه هنگام رحیل

از شمار درهم و دینار می ماند به جا

نیست از کردار، ما بی حاصلان را بهره ای

چون قلم از ما همین گفتار می ماند به جا

ظالمان را مهلت از مظلوم چرخ افزون دهد

بیشتر از مور اینجا مار می ماند به جا

سینۀ ناصاف در میخانه نتوان یافتن

نیست هر جا صیقلی، زنگار می ماند به جا

می کشد حرف از لب ساغر می پر زور عشق

در دل عاشق کجا اسرار می ماند به جا؟

عیش شیرین را بود در چاشنی صد چشم شور

برگ صائب بیشتر از بار می ماند به جا

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها