
صائب تبریزی- غزل شماره 1984
شیرازۀ طرب خط پیمانه بوده است
سیلاب عقل، گریۀ مستانه بوده است
از بند گشت شورش مجنون یکی هزار
زنجیر تازیانۀ دیوانه بوده است
امروز کرده اند جدا خانه کفر و دین
زین پیش اگر نه، کعبه صنمخانه بوده است
امروز حسن و عشق جدایند، اگر نه شمع
یک مصرع از سفینۀ پروانه بوده است
با دامن گشادۀ صحرا چه می کند
هر سبزه ای که در گره دانه بوده است
صائب غبار خاطر معموره چون شود؟
جغدی که خال چهرۀ ویرانه بوده است



