تومان۶۰۰,۰۰۰

تومان۳۴۰,۰۰۰

تومان۱۱۰,۰۰۰

ز چاک سینۀ خود هر که قبله گاهش نیست

صائب تبریزی- غزل شماره 1800

 

ز چاک سینۀ خود هر که قبله گاهش نیست

به هیچ وجه به درگاه قرب راهش نیست

ز آه سرد بود بادبان کشتی دل

به هیچ جا نرسد هر دلی که آهش نیست

غرض ز وسعت میدان لامکان، شان است

وگرنه غیر دل تنگ جلوه گاهش نیست

حضور خاطر دیوانه مشربان وحشی است

من و سراسر دشتی که یک گیاهش نیست

ز انفعال رسیدم به این بارگاه قبول

خوش آن گنه که بجز شرم عذر خواهش نیست

حنای عقده گشایی به ناخنی بسته است

که غیر سینۀ مجروح دستگاهش نیست

به روی بستر گل خواب می کند مرغی

که شب بغیر پر و بال خود پناهش نیست

منم که خانه به دوش توکّلم ورنه

کدام قطره که در بحر، خانه خواهش نیست؟

اگر چه گل دگری می زند به دستارش

چه فتنه هاست که در نرگس سیاهش نیست

ز هر دلی که سفر می کند غبار ملال

بغیر سینۀ صائب قرارگاهش نیست

 

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها