خال محتاج کمند زلف عنبرفام نیست - ادبستان شعر پارسی % %

خال محتاج کمند زلف عنبرفام نیست

صائب تبریزی- غزل شماره 1302

خال محتاج کمند زلف عنبرفام نیست

دانه چون افتاد گیرا، احتیاج دام نیست

از نسیمی می توان برداشتن ما را ز خاک

چشم ما چون دیگران بر بوسه و پیغام نیست

شبنمی را کز محیط بیکران افتاد دور

در کنار لاله و آغوش گل آرام نیست

خاک ره شو گر طلبکار دلی، کاین کعبه را

جز غبار خاکساری جامۀ احرام نیست

باغِ عقل است آن که در عمری رساند میوه ای

آفتابِ عشق بر هر کس که تابد خام نیست

ترک خودکامی، جهان در شکّرستان کردن است

تلخکامی جز نصیب مردم خودکام نیست

کیسه پردازان دنیا غافلند از نقد وقت

ورنه نقدی این چنین در کیسۀ ایّام نیست

در مصیبت خانۀ دنیا که آزادی است مرگ

خون خود را می خورد مرغی که بی هنگام نیست

می پرد دل بیخرد را بهر اوج اعتبار

طفل ناافتاده را اندیشه ای از بام نیست

شامِ ماهِ روزه دارد داغ، صبح عید را

بی تکلّف هیچ شهری این قدر خوش شام نیست

جوهر مجنون نداری گرد این وادی مگرد

نیست آهویی درین صحرا که شیراندام نیست

از زبان شکوۀ ما حسن صائب فارغ است

شکّرستان را خبر از تلخی بادام نیست

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤