شعری از بهجت آیسان،شاعر ترک

شعری از بهجت آیسان،شاعر ترک
به این پست امتیاز بدهید

 

وقتی که تو

این شعر را بخوانی

شاید من در شهر دیگری باشم !

شعری که از پاییزی تلخ

و عشقی که به عبث می پیمود

سخن میگفت .

شعری که در بادها می وزید

دور و تنها

آماده بود

زیرا که مرگ

قایقی سفید رنگ بود

قایقی غرق شده که تمام دریاهای سیاه

او را می خوانند

مرگ

شکل ستاره های خاموش

و آدرس هایی پاره

مرگ

شبیه چمنزاری سوخته بود

وقتی که تو

این شعر را بخوانی

شاید من در شهر دیگری باشم .

“مترجم : سیامک تقی زاده”


واژگان کلیدی: اشعار بهجت آیسان،نمونه شعر بهجت آیسان،شاعر بهجت آیسان،شعرهای بهجت آیسان،شعری از بهجت آیسان،یک شعر از بهجت آیسان،شعرهای ترجمه شده به فارسی بهجت آیسان،سروده های برگردان به پارسی بهجت آیسان،شاعر شعر ترکی،شاعر اهل کشور ترکیه،شاعر اهل شهر آنکارا،شاعر ترک

Behcet Aysan،poems،quotes

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0