قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / شعری از احمد مطر،شاعر عراقی

شعری از احمد مطر،شاعر عراقی

 

رییس جمهور منتخب

از برخی مناطق  کشور بازدید کرد

و زمانی که به منطقه ما رسید گفت:

شکایت هایتان را صادقانه و آشکارا بیان دارید

و از کسی بیم مدارید

که زمان دلهره سپری گشت .

دوستم حسن گفت:

پس چه شد نان و شیر؟

وچه شد تامین مسکن؟

و چه شد کسی که داروی رایگان به فقرا می دهد؟

جناب رییس جمهور

که ما چیزی از این همه ندیده ایم !

رییس جمهور با اندوه گفت:

خداوند مرا در آتش اندازد

همه این مصیبت ها در کشور من است؟

فرزندم ! از صداقت تو در آگاه ساختنم سپاسگزارم

آینده ای نیکو خواهی داشت .

سال بعد دوباره دیدارمان نمود

و دوباره گفت:

شکایت هایتان را صادقانه و آشکارا بیان دارید

و از کسی بیم مدارید

که زمان دلهره سپری گشت

کسی شکایتی نبرد

اما من آشکارا بیان داشتم:

پس چه شد نان و شیر؟

و چه شد تامین مسکن

و چه شد کسی که

 داروی رایگان به فقرا می دهد؟

با عرض معذرت

دوستم حسن چه شد ؟!

“برگردان:مجید سعدآبادی”


واژگان کلیدی: اشعار احمد مطر،نمونه شعر احمد مطر،شاعر احمد مطر،شعرهای احمد مطر،شعری از احمد مطر،یک شعر از احمد مطر،شعرهای ترجمه شده به فارسی احمد مطر،سروده های برگردان به پارسی احمد مطر،شاعر اهل بصره عراق،شاعر بصره ای،شعر شاعر عراقی،شعر سیاسی عراق،أحمد مطر.

Ahmed Matar،poem،quotes

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code