ورود-ثبت نام

نور را پیمودیم، دشت طلا را درنوشتیم

سهراب سپهری – مجموعه آوار آفتاب

شماره 23

نیایش

نور را پیمودیم، دشت طلا را درنوشتیم

افسانه را چیدیم و پلاسیده فکندیم

کنار شن زار، آفتابی سایه بار، ما را نواخت

درنگی کردیم

بر لب رود پهناور رمز، رویاها را سر بریدیم

ابری رسید و ما دیده فرو بستیم

ظلمت شکافت، زهره را دیدیم و به ستیغ برآمدیم

آذرخشی فرود آمد و ما را در نیایش فرو دید

لرزان گریستیم، خندان گریستیم

رگباری فرو کوفت، از در همدلی بودیم

سیاهی رفت، سر به آبی آسمان سودیم، در خور آسمان ها شدیم

سایه را به دره رها کردیم، لبخند را به فراخنای تهی فشاندیم

سکوت ما به هم پیوست وما ” ما ” شدیم

تنهایی ما تا دشت طلا دامن کشید

آفتاب از چهره ی ما ترسید

دریافتیم و خنده زدیم

نهفتیم و سوختیم

هر چه به هم تر، تنهاتر

از ستیغ جداشدیم

من به خاک آمدم و بنده شدم

تو بالا رفتی و خدا شدی

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.