قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار کامل شاعران / سهراب سپهری / آوار آفتاب / میان این سنگ و آفتاب پژمردگی افسانه شد

میان این سنگ و آفتاب پژمردگی افسانه شد

سهراب سپهری – مجموعه آوار آفتاب

شماره ۱۱

شکست کرانه

میان این سنگ و آفتاب پژمردگی افسانه شد

درخت، نقشی در ابدیت ریخت

انگشتانم برنده ترین خار را می نوازد

لبانم به پرتو شوکران لبخند می زند

این تو بودی که هر وزشی، هدیه ای ناشناس به دامنت می ریخت

و اینک هر هدیه ابدیتی است

این تو بودی که طرح عطش را بر سنگ نهفته ترین چشمه کشیدی

و اینک چشمه ی نزدیک، نقش عطش در خود می شکند

گفتی نهال از طوفان می هراسد

و اینک ببالید، نورسته ترین نهالان !

که تهاجم بر باد رفت

سیاه ترین ماران می رقصند

و برهنه شوید زیباترین پیکرها !

که گزیدن نوازش شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code