ورود-ثبت نام

ایا مانده بی موجب هر مرادی

سنایی غزنوی – قصیده شماره ۱۷۷

ایا مانده بی موجب هر مرادی

همه ساله در محنت اجتهادی

نه در حق خود مر تو را انزعاجی

نه در حق حق مر تو را انقیادی

چو دیوانگان دایم اندر به فکری

چه گویی تو را چون برآید مرادی

ز حرص دو روزه مقام مجازی

به هر گوشه ای کرده ذات العمادی

همانا به خواب اندری تا ندانی

که ما را جزین نیست دیگر معادی

چه بیچاره مردی چه سرگشته خلقی

که بر باطلی باشدت استنادی

جمادیست این شوم دنیا که دایم

تو را نیست الا بر او اعتمادی

پس ای خواجه دعوی رسد آن کسی را

که معبود او گشته باشد جمادی

پس آنگه رسیدن به تحقیق معنی

تمنی کنی با چنین اعتقادی

ندانی همی ویحک اینقدر باری

که جای دو معنی نباشد فوادی

تو گر راه حق را همی جویی اول

طلب کرد باید سبیل الرشادی

زیادت بود مر تو را هر زمانی

به اعمال و افعال خویش اعتدادی

پس از نیستی ساز آن راه سازی

کجا بهتر از نیستی هست زادی

صلاح سنایی در آنست دایم

شود در ره عشق بی چون سدادی

بگفتم صلاح دل از روی معنی

صلاحیست این مشمر اندر فسادی

شو از خود بری گرد تا بر حقیقت

تو را بی تو حاصل شود انجرادی

نبینی که پروانه ی شمع هرگز

که بر باطنش چیره گردد ودادی

بری گردد از خویشتن چون سنایی

کند او ز خویشی خود انفرادی

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *