خیز تا خود ز عقل باز کنیم

سنایی غزنوی – قصیده شماره 120

خیز تا خود ز عقل باز کنیم

در میدان عشق باز کنیم

یوسف چاه را به دولت دوست

در چه صد هزار باز کنیم

در قمار وقار بنشینیم

خویشتن جبرییل ساز کنیم

هر چه شیب و فراز پرده ی ماست

خاک بر شیب و بر فراز کنیم

ز بر و زیر چرخ هرزه زنیم

آن به از هر دو احتراز کنیم

جان کبکی برون کنیم از تن

خویشتن جان شاهباز کنیم

به خرابات روح درتازیم

در به روی خرد فراز کنیم

آه را از برای زنده دلی

ملک الموت جان آز کنیم

ناز را از برای پخته شدن

هیزم آتش نیاز کنیم

با نیازیم تا همه ماییم

چون همه او شدیم ناز کنیم

آلت عشرت ظریفان را

آفت عقل عشوه ساز کنیم

خم زلفین خوبرویان را

حجره ی روزهای راز کنیم

در زمین بی زمین سجود بریم

در جهان بی جهان نماز کنیم

سه شراب حقیقتی بخوریم

چار تکبیر بر مجاز کنیم

از سنایی مگر سنایی را

به یکی باده دُرد باز کنیم

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها