ورود-ثبت نام

تا کی دم از علایق و طبع فلک زنیم

سنایی غزنوی – قصیده شماره ۱۱۹

تا کی دم از علایق و طبع فلک زنیم

تا کی مثل ز جوهر دیو و ملک زنیم

تا کی غم امام و خلیفه ی جهان خوریم

تا کی دم از علی و عتیق و فدک زنیم

دوریم از سماع و قرینیم با صداع

تا ما همی سقف به نوای سلک زنیم

هرگز نبوده دفتر و دف در مصاف عشق

تیر امید کی چو شهان بر دفک زنیم

تا کی ز راه رشک برین و بر آن رویم

بهر گل و کلاله ی خوبان کلک زنیم

تا کی به زیر دور فلک چون مقامران

از بهر برد خویش دم لی و لک زنیم

دست حریف خوبتر آید که در قمار

شش پنج نقش ماست همین ما دو یک زنیم

یک دم شویم همچو دم آدم و چنو

اندر سرای عشق دمی مشترک زنیم

آن به که همچو شعر سنای گه سنا

میخ طناب خیمه برون از فلک زنیم

بر یاد روی و موی صنم صد هزار بوس

بر دامن یقین و گریبان شک زنیم

گر چه ستد زمانه چک و چاک را ز ما

آتش نخست درشکن چاک و چک زنیم

طوفان عام تا چکند چون بسان سام

خر پشته در سفینه ی نوح و ملک زنیم

ای ما ز لعل پر نمکت چون نمک در آب

هرگز بود که زیور ما بر محک زنیم

زین جوهر و عرض غرض ما همین یکیست

گر چه همی ز قهر سما بر سمک زنیم

ما را طعام خوان خدا آرزو شدست

یک دم به پای تا دو سخن بر نمک زنیم

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *