ورود-ثبت نام

بخ بخ اگر این علم برافرازم

سنایی غزنوی-قصیده شماره ۱۱۴

بخ بخ اگر این علم برافرازم

در تفرقه سوی جمع پردازم

باشد بینم رخان معشوقم

وز صحبت خود دری کند بازم

از راهبران عشق ره پسرم

با پاک بران دو کون دربازم

شطرنج به شاهمات بربندم

در ششدره مهره ای دراندازم

بر فرش فنا به قعده ننشینم

در باغ بقا چو سرو بگرازم

این عشوه ی اوست خاک آدم را

با صحبت جان و دل بدل سازم

این گنج که تو ختم من از هستی

در بوته ی نیستیش بگدازم

این بربط غم گداز در وصلت

در بهر نهم و بشرط بنوازم

هر بیت که از سماع او گویم

اول سخنی ز عشق آغازم

این است جواب آن کجا گفتم

“کی باشد کاین قفس بپردازم”

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *