قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار سعید اسکندری

اشعار سعید اسکندری

شعر نخست : 

 

از جاده های نقره و نور می گذری

تا نگاه می اندازی به خاکستر گرگ

و پرندگانی از شراب و سرب

که در پیراهن داری .

به ساعت کاج

تکرار بی دلیل برف پاک کن ها

وقتی که پلک بر خواب گوزن می گذاری

و می گذری .


شعر دوم : 

 

از کنار بازوی شهر می گذرم

با خالکوب نقش تو در چشم

و چرخ عقاب الکل در هوش

می آیم

از کنار  دکه ها  و  نئون ها

تا چارراه رازقی و روح

سمت می گیرم

و نیلی عطر تو

قطب نمای من است .

 


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،سعيد اسكندري.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code