قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار سارا قبادی

اشعار سارا قبادی

شعر نخست :

 

آدم ها گاهی خاکستری اند

نه بودنشان آرامت می کند و نه رفتنشان !

گاهی چنان با عشق می آیند

که هرم نگاهشان

و عطر حرف هایشان

روحت را می نوازد

و گاهی چنان بی مهرند

که تو می مانی

پنجره ای رو به پاییز

بغضی تلخ

و سکوت و سکوت و سکوت .

آدم ها را جدی نگیرید

خودتان باشید

بغض ها را ببلعید

از هستی لذت ببرید

و عشق ببخشید به جان روزهایتان .

آدم ها را جدی نگیرید

آدم ها گاهی خاکستری اند .

 


شعر دوم :

 

بعضی روزها عجیب بوی تو را می دهند

دلتنگی کنج خانه می نشیند

زل می زند به چشمانم

و یادت را بر سینه ام می فشارد .

گوش کن !

این صدای قلب من است

که بیقرار می کوبد

حالا باز هم نیا !

اما بگو

با عطر تو

که جاری‌ست در لحظه هایم چه کنم ؟

 


شعر سوم :

 

ما دیر رسیدیم به هم

خیلی دیر

آنقدر که پاهایم

برای رسیدن به تو می‌دود

اما نمی‌رسد .

دستانم

دل آشفتگی‌هایم را

در دل شب تاب می‌دهد

تا آرام گیرم .

چشمانم

همیشه نگران احساس توست

و طفلک دلم

مدام غم دوست داشتنت را

به جان می‌خرد

نازنینم

کمی از مهرت را

برای من نگه دار

من تمام جانم را

برایت کنار گذاشته‌ام .

 


شعر چهارم :

 

فراموشت کرده ام

مثل کودکی که

میان کوچه پس کوچه های شهر آواره است

و راه خانه اش را گم کرده است

مثل پیرزن عصا به دستی

که می گویند آلزایمر دارد

و همه ی گذشته اش را از یاد برده است .

فراموشت کرده ام

فقط

گاهی هنوز

نگرانت می شوم !

مراقب خودت باش نازنینم .


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،سارا قبادي.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code