قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار کامل شاعران / رودکی / قصاید و قطعات رودکی / به حق نالم ز هجر دوست زارا

به حق نالم ز هجر دوست زارا

رودکی

قصاید و قطعات- شماره ۲

 

به حق نالم ز هجر دوست زارا

سحرگاهان چو بر گلبن هزارا

قضا ، گر داد من نستاند از تو

ز سوز دل بسوزانم قضا را

چو عارض برفروزی می‌بسوزد

چو من پروانه بر گردت هزارا

نگنجم در لحد ، گر زان که لختی

نشینی بر مزارم سوکوارا

جهان این است و چونینست تا بود

و همچونین بود اینند ، یارا

به یک گردش به شاهنشاهی آرد

دهد دیهیم و تاج و گوشوارا

توشان زیر زمین فرسوده کردی

زمین داده بر ایشان بر زغارا

از آن جان تو لختی خون فسرده

سپرده زیر پای اندر سپارا

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code