قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / شعری از رضا حمیدی

شعری از رضا حمیدی

بر خدای عشق، مهرت، بنده می سازد مرا
حُسن رویت ز اشتیاق آکنده می سازد مرا
می برم امر خدای عشق چون با ابتکار
صاحب بر دولت آینده می سازد مرا
نعمت دیدارت ای رخساره چون ماه دوهفت
سیر چشم از هر مه تابنده می سازد مرا
از شفق خون می خرم، وقت سحر، بهر دلم
خون دل چون عاشقی بالنده می سازد مرا
می نهم بر آسمان سر، چون نگاهت می کنم
سِحر چشمت از زمین برکنده می سازد مرا
قسمتم ناید وصالت گر در این باقی عمر
استخوان هم ز این طلب خواهنده می سازد مرا
نیست پروایم چو منصور از بیان سرّ عشق
حلقه ی دار عاشقی پاینده می سازد مرا
می دهد تعلیم شرمم غنچه ی لعل لبت
ز این سبب بوس از لبت شرمنده می سازد مرا
در فراق دوست “همیار”! اقتضایم مستی است
باده بی باک از غم و پُر خنده می سازد مرا


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،رضا حميدی،همیار بمی،کرمانی،استان کرمان،شهرستان شهر بم.

یک دیدگاه

  1. زیبا بود.
    ممنونم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code