قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / غزلی از رحیم زریان

غزلی از رحیم زریان

 

سالها در انتظار زیستن

سالها دور از بهار زیستن

مثل دریا بی کرانی ای عزیز

مثل موجم بی قرار زیستن

کی شدی پنهان که پیدایت کنم ؟

ای شکوه افتخار زیستن

ای بهار من بگو،کی می رسی؟

لاله گونم داغدار زیستن

چون نسیمی می وزی برجان من

شاخه ی خشکم تبار زیستن

با حضور تو شکوفا می شود

غنچه های اعتبار زیستن


 واژگان کلیدی: اشعار رحیم زریان،نمونه شعر رحیم زریان،شعرهای رحیم زریان،شعر مذهبی رحیم زریان،غزل رحیم زریان،غزل های رحیم زریان،غزلیات رحیم زریان،شاعر رحیم زریان،شعر رحیم زریان،یک شعر از رحیم زریان،شعری از رحیم زریان،شعر مذهبی معاصر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code