قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / دو غزل از ابوالفضل صمدی

دو غزل از ابوالفضل صمدی

 

شعر نخست :

پایان هر شکار به سود پلنگ نیست

رستم همیشه فاتح میدان جنگ نیست

این مرد پاک باخته را سرزنش مکن

هرکس که عشق را بپذیرد زرنگ نیست

هرقدر هم که دور شوی از برابرم

هیمالیا بریدنی از رود گنگ نیست

شعری که از تو دم نزند عاشقانه نیست

شعری که عاشقانه نباشد قشنگ نیست

با ابرها ببار که وقتی تو نیستی

رنگین کمان خانه ی ما هفت رنگ نیست

گنجشک ها یکی یکی از شهر می روند

دیگر در این دیار مجال درنگ نیست

این تنگ آب کهنه ی بی اعتبار را

بشکن که جای زندگی یک نهنگ نیست


 شعر دوم :

مثل پرنده ای که پر از دست داده است

یا شاخه ای که برگ و بر از دست داده است

یا مثل جنگلی که درختان خویش را

یک یک به زخمه ی تبر از دست داده است

بی عشق دست و بال من از زندگی تهی است

همچون کبوتری که سر از دست داده است

گرچه سرم رسیده به آرامش خیال

اما دلم تو را دگر از دست داده است

در جستجوی تو دلم امید خویش را

 کوچه به کوچه ، در به در از دست داده است

بر باد رفته یک شبه عشقم، شبیه آن

نخلی که ناگهان ثمر از دست داده است

راهم بده به بام خود این مرغک غریب

گم کرده راه و بوم و بر از دست داده است

افسوس جز کویر به جایی نمی رسد

ابری که دیدگان تر از دست داده است

این مرد را دوباره در آغوش خود بگیر

حالا که بر سر تو سر از دست داده است


واژگان کلیدی : اشعار ابوالفضل صمدی،نمونه شعر ابوالفضل صمدی،شاعر ابوالفضل صمدی،شعرهای ابوالفضل صمدی،شعری از ابوالفضل صمدی،یک شعر از ابوالفضل صمدی،غزل ابوالفضل صمدی،غزلیات ابوالفضل صمدی،غزل های ابوالفضل صمدی،غزلی از ابوالفضل صمدی،ابوالفضل صمدي،سید ابوالفضل صمدی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code