ورود-ثبت نام

داستان کوتاه دزد بانک

مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد.

وقتی پولها را دریافت کرد٬ رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید: آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟

مرد پاسخ داد: بله قربان٬ من دیدم.

سپس دزد مرد را با شلیک گلوله به قتل رساند.

او مجددا رو به زوجی کرد و از آنها پرسید: آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟

مرد پاسخ داد: نه قربان٬ من ندیدم اما همسرم دید !


واژگان کلیدی : داستان کوتاه،داستانک،داستانی،قصه،درباره توضیح تعریف،در مورد، جالب و زیبا،بهترین زیباترین،حکایت،دزدی سرقت بانک زدن.

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.