اشعار رباب محب

و تمام داستان این بود که لال شوم

از زخمی که پیکرم را مچاله می کند.

در زخمی که پیکرم را مچاله می کند، اما پنهان نمی شوم.

پیداتر از همیشه ام.

*****

خروج اضطراری

از پشت عینک های دودی

با شمام آقایان

در کفش های زنانه ام غلت نزنید

پای من میخ دارد

مثل خنده های شما

که خار.


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو کوتاه کوتاهی از.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها