قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعد فرشی که فکندم از پی آرامش خواجوی کرمانی – معمیات شماره 60 فرشی که فکندم از پی آرامش پهلو چو بر آن نهی بدانی نامش نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط چون برآرد آفتاب از قلب دریا ماهئی ادامه نوشته » قلب قلب قلب با قلب جگر ادامه نوشته » ای جوان چون نام دلدارم نمی دانی که چیست ادامه نوشته » یاری که نام او نتوان گفت پیش کس ادامه نوشته » گر پدر را ای پیر چون کودکان بابا نخوانی ادامه نوشته » آن یار که جان و دل گروگان وی است ادامه نوشته »