قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعد بدری که سایه بر سرش افکنده است شب خواجوی کرمانی – معمیات شماره 31 بدری که سایه بر سرش افکنده است شب چشم و زبان و قامت و زلفش بود لقب نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط آن یار که جان و دل گروگان وی است ادامه نوشته » نام آن آفتاب مشک نقاب ادامه نوشته » چو سر برزد از برج شیر آفتاب ادامه نوشته » چو با زر مرا پیش شاه آوری ادامه نوشته » آنک بر سر و عارض چو گلیست ادامه نوشته » قلب عکس و عکس قلب قلب را ترکیب کن ادامه نوشته »