یا مُسرع الشمال اذا تَحصل الوصول

خواجوی کرمانی – غزل شماره 612

یا مُسرع الشمال اذا تَحصل الوصول

بلّغ تحیّتی و سلامی کما اقول

از تشنگان بادیه ی هجر یاد کن

روزی گرت به کعبه ی قربت بود وصول

یا رب چنین که اختر وصلت غروب کرد

بینم شبی که کوکب فرقت کند افول

خواهم که سوی یار فرستم خبر ولیک

ترسم که همچو من متعلق شود رسول

از چشم ما برون نزند خیمه ساربان

از بهر آنکه بر سر آبش بود نزول

عمری که بی تو می گذرانند ضایع است

بازآ کزین حیات مضیّع شدم ملول

دل می نهم به بند تو گر می بری اسیر

جان می کنم فدای تو گر می کنی قبول

گفتم کنم معانی عشق تو را بیان

فضلی که جز عقیله نباشد بود فضول

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها