فریاد ز چشم یار و جادوگری اش - ادبستان شعر پارسی % %

فریاد ز چشم یار و جادوگری اش

خواجوی کرمانی – رباعی شماره 258

فریاد ز چشم یار و جادوگری اش

وآشوب ز زلف دلبر و کافری اش

گفتم که به جان که می خرد مهر مهم

خورشید برآمد که منم مشتری اش

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤