بیابانْ مرگِ حسرت کرده ای مشتِ غبارم را - ادبستان شعر پارسی % %

بیابانْ مرگِ حسرت کرده ای مشتِ غبارم را

حزین لاهیجی- غزل شماره 49  

بیابانْ مرگِ حسرت کرده ای مشتِ غبارم را

به بادِ دامنی روشن نما، شمعِ مزارم را

نمی آید به لب افسانهٔ بختِ سیاهِ من

نگاهِ سرمه سایی، تیره دارد روزگارم را

نگاهی کن که فارغ گردم از درد سر هستی

بیا ساقی به یک پیمانه می بشکن خمارم را

درین بستان سرا از سرد مهری، چون گل رعنا

خزانِ رنگ زردی در میان دارد بهارم را

حزین از اضطرابِ دل به کوی یار می ترسم

تپیدنها به باد آخِر دهد، مشتِ غبارم را

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤