صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز

حافظ-غزل مشکوک شماره 13
صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
کجاست بلبل خوشگوی ، گو برآر آواز
چه حلقهها که زدم بر در دل از سر سوز
به بوی روز وصال تو در شبان دراز
دلا ز هجر مکن ناله زان که در عالم
غم است و شادی و خار و گل و نشیب و فراز
شبی وصال سحرگه ز بخت خواستهام
که با تو شرح سرانجام خود کنم آغاز
به هیچ در نروم بعد از این ز حضرت دوست
چو کعبه یافتم آیم ز بتپرستی باز
ز طره ی تو پریشانی دلم شد فاش
ز مشک نیست غریب آری ار بود غماز
هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود
نظر به روی کسی بر نمیکنی از ناز
امید قد تو میداشتم ز بخت بلند
نسیم زلف تو میخواستم ز عمر دراز
غبار خاطر ما چشم خصم کور کند
تو رخ به خاک نه ای حافظ و برآر نماز
معنی بیت های نخستین
۱. صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز / کجاست بلبل خوشگوی، گو برآر آواز:
ای باد صبا که با آمدنت گل، جان تازه میبخشی، کجاست آن بلبل خوشسخن که آوازش را بلند کند؟ حافظ با این بیت به استقبال بهار و نشاط طبیعت میرود و انتظارش را از هماهنگی عناصر طبیعت بیان میکند.
۲. چه حلقهها که زدم بر در دل از سر سوز / به بوی روز وصال تو در شبان دراز:
چه حلقهها که بر درِ دل کوبیدم از شدت اشتیاق، به امید روز وصال تو در شبهای طولانی! این بیت، سوز و گداز عاشق در انتظار دیدار معشوق را به تصویر میکشد.
۳. دلا ز هجر مکن ناله زان که در عالم / غم است و شادی و خار و گل و نشیب و فراز:
ای دل، از فراق ناله مکن، چرا که در این جهان شادی و غم، خار و گل، و فراز و نشیب همه با هم است. حافظ در اینجا به پذیرش ناگزیر بودن فراز و نشیبهای زندگی اشاره میکند.
۴. شبی وصال سحرگه ز بخت خواستهام / که با تو شرح سرانجام خود کنم آغاز:
شبی از بخت خواستهام که به وصال بینجامد تا در سحرگاهان، شرح سرنوشت خود را با تو آغاز کنم. این بیت آرزوی دیرینهٔ عاشق برای یک دیدار صمیمانه و گفتگوی بیپرده را بیان میکند.
۵. به هیچ در نروم بعد از این ز حضرت دوست / چو کعبه یافتم آیم ز بتپرستی باز:
پس از این به هیچ سو جز پیشگاه دوست نخواهم رفت؛ حال که کعبهٔ حقیقت را یافتهام، از بتپرستی دست خواهم شست. حافظ در اینجا به ترک همهٔ تعلقات در برابر عشق حقیقی اشاره دارد.
معنی بیت های پایانی
۶. ز طره ی تو پریشانی دلم شد فاش / ز مشک نیست غریب آری ار بود غماز:
از گیسوی پریشان تو، پریشانی دل من آشکار شد؛ و اگر کسی این راز را فاش کند، عجیب نیست چرا که مشک نیز بوی خود را پنهان نمیکند. این بیت به ناگزیر بودن آشکار شدن راز دل اشاره دارد.
۷. هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود / نظر به روی کسی بر نمیکنی از ناز:
هزار چشم به زیبایی تو خیرهاند، اما تو خود از سر تکبر به کسی نگاه نمیکنی. حافظ در اینجا به بیاعتنایی معشوق در برابر عشق هزاران عاشق اشاره میکند.
۸. امید قد تو میداشتم ز بخت بلند / نسیم زلف تو میخواستم ز عمر دراز:
به امید دیدار قامت تو از بخت بلند آرزو داشتم، و بوی گیسوی تو را از عمری دراز طلب میکردم. این بیت اشتیاق دیرینهٔ عاشق را به نشانههای معشوق بیان میکند.
۹. غبار خاطر ما چشم خصم کور کند / تو رخ به خاک نه ای حافظ و برآر نماز:
غبار اندوه دل ما میتواند چشم دشمن را کور کند؛ اما تو ای حافظ، روی به خاک نه و نماز بگذار. این بیت همزمان هم به قدرت عشق اشاره دارد و هم توصیه به فروتنی و عبادت میکند.
تفسیر شعر
غزلیات مشکوک حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.