حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست

حافظ-غزل شماره 74
حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست
از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است
غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست
منّت سدره و طوبی ز پی سایه مکش
که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست
دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنار
ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست
پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست
بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی
فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست
زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار
که ره از صومعه تا دیر مغان این همه نیست
دردمندی من سوخته ی زار و نزار
ظاهراً حاجت تقریر و بیان این همه نیست
نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی
پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست
معنی بیت های نخستین
1. حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست / باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست:
حاصل هستی و تمام آنچه در این گیتی پهناور است، به این چند روز زندگی محدود نمیشود. ای ساقی، شراب بیاور که تمام دارایی دنیا ارزشی در برابر یک جرعه مییارا ندارد. این بیت نگاه فلسفی حافظ را نشان میدهد که دنیا را فانی و ناچیز میشمرد.
2. از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است / غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست:
هدف نهایی، شرافت همنشینی با یار است؛ اگر این نبود، چه ارزشی برای دل و جان باقی میماند؟ حافظ در این بیت عشق را بالاترین مقصود زندگی میداند و سایر امور را در برابر آن بیاهمیت میشمارد.
3. منّت سدره و طوبی ز پی سایه مکش / که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست:
ای مانند سرو روان (معشوق)، از سایهی درختان بهشت (سدره و طوبی) منّت مکش، زیرا اگر خوب بنگری، ارزش واقعی در جمال توست نه در آن درختان. این بیت برتری معشوق زمینی را بر نعمات بهشتی تأکید میکند.
4. دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنار / ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست:
خوشبختی واقعی آن است که بدون رنج به دست آید؛ وگرنه با تلاش و کوشش، حتی باغ بهشت هم ارزش چندانی ندارد. حافظ در این بیت به نگرش عرفانی دربارهی لطف بیمنّت الهی اشاره میکند.
5. پنج روزی که در این مرحله مهلت داری / خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست:
در این پنج روز عمر (کنایه از زندگی کوتاه)، زمانی را به آسایش بگذران، چرا که فرصت زندگی بسیار اندک است. این بیت توصیهای است به استفادهی بهینه از لحظات کوتاه زندگی.
معنی بیت های پایانی
6. بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی / فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست:
ما بر لب دریای نابودی (مرگ) در انتظاریم؛ ای ساقی، این فرصت را غنیمت شمار که فاصلهی بین لب و دهان (کنایه از فاصلهی حیات و مرگ) بسیار اندک است. حافظ در این بیت به ناپایداری زندگی اشاره میکند.
7. زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار / که ره از صومعه تا دیر مغان این همه نیست:
ای زاهد، از غضب غیرت الهی در امان مباش، چرا که فاصلهی بین صومعهی تو و میخانه چندان نیست (کنایه از نزدیکی حالات عارف و عاشق). این بیت هشداری است به متکبران و خودپسندان.
8. درد مندی من سوخته ی زار و نزار / ظاهراً حاجت تقریر و بیان این همه نیست:
درد و رنج منِ سوختهحال و ناتوان، آنقدر آشکار است که نیاز به شرح و بیان ندارد. حافظ در این بیت عمق رنج خود را چنان واضح میداند که نیاز به توضیح ندارد.
9. نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی / پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست:
اگرچه نام حافظ به نیکی شهرت یافته، اما نزد اهل دل (رندان)، حساب سود و زیان دنیوی ارزشی ندارد. این بیت نشان میدهد که حافظ برای شهرت ظاهری ارزشی قائل نیست و معیار واقعی را در نزد اهل معرفت میداند.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.