روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست

حافظ-غزل شماره 63
روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
در غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
چون من در آن دیار هزاران غریب هست
در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست
آن جا که کار صومعه را جلوه میدهند
ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست
فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست
هم قصهای غریب و حدیثی عجیب هست
معنی بیت های نخستین
1. روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست / در غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست:
هیچ کس تاکنون رخسار تو را ندیده، اما هزاران رقیب برای تو وجود دارد! گویی تو هنوز در غنچهای پنهانی و صدها بلبل (عاشقان) در انتظار شکفتنت هستند. زیبایی تو آنقدر بینظیر است که حتی پیش از آشکار شدن، دلها را تسخیر کردهای.
2. گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست / چون من در آن دیار هزاران غریب هست:
اگر به کوی تو آمدم، چندان غریب نیست، زیرا در آن سرزمین (عشق)، هزاران غریبِ دیگر مانند من هستند. همهی عاشقان در این راه، غریبانه به دنبال تو میگردند.
3. در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست / هر جا که هست پرتو روی حبیب هست:
در راه عشق، فرقی بین خانقاه (جایگاه زاهد) و خرابات (میخانه) نیست؛ هر کجا که پرتو جمال یار بتابد، همانجا حقیقت عشق وجود دارد. معشوق در همه جا حاضر است.
معنی بیت های پایانی
4. آن جا که کار صومعه را جلوه میدهند / ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست:
در جایی که صومعهنشینان به نمایشِ ظاهری دین مشغولاند، ناقوسِ کلیسا و نامِ صلیب نیز هست (اشاره به ریاکاری). ولی عشق واقعی، ورای این نشانههای ظاهری است.
5. عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد / ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست:
کدام عاشق است که یار به حالش نظر کند؟ ای خواجه! اگر دردِ عشق نبود، طبیبی هم در کار نبود. دردِ عشق است که درمانگرِ خود را میطلبد.
6. فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست / هم قصهای غریب و حدیثی عجیب هست:
فریادهای حافظ بیحکمت نیست؛ در این سخنان، هم داستانی شگفت و هم روایتی عجیب نهفته است. هر کلمهای از او، جهانی از معنا را در خود دارد.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.