سحرگه رهروی در سرزمینی-همراه با معنی و تفسیر

سحرگه رهروی در سرزمینی


حافظ-غزل شماره 483

 

سحرگه رهروی در سرزمینی

همی‌گفت این معما با قرینی

که ای صوفی شراب آنگه شود صاف

که در شیشه برآرد اربعینی

خدا زان خرقه بیزار است صد بار

که صد بت باشدش در آستینی

مروت گر چه نامی بی‌نشان است

نیازی عرضه کن بر نازنینی

ثوابت باشد ای دارای خرمن

اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

نمی‌بینم نشاط عیش در کس

نه درمان دلی نه درد دینی

درون‌ها تیره شد باشد که از غیب

چراغی برکند خلوت نشینی

گر انگشت سلیمانی نباشد

چه خاصیت دهد نقش نگینی

اگر چه رسم خوبان تندخویی ست

چه باشد گر بسازد با غمینی

ره میخانه بنما تا بپرسم

مآل خویش را از پیش بینی

نه حافظ را حضور درس خلوت

نه دانشمند را علم الیقینی


 معنی و تفسیر بیت های نخستین :

1.سحرگه رهروی در سرزمینی / همی‌گفت این معما با قرینی:

حافظ در این بیت به رهروی اشاره می‌کند که در سرزمینی ناشناخته در حال سفر است و معماهایی را با همراهان خود در میان می‌گذارد. این رهرو می‌تواند نمادی از سالک راه حق باشد.

2.که ای صوفی شراب آنگه شود صاف / که در شیشه برآرد اربعینی:

در این بیت، حافظ به شراب صاف اشاره می‌کند که پس از چهل روز در شیشه باقی ماندن، صاف و زلال می‌شود. این شراب می‌تواند نمادی از روح و جان انسان باشد که پس از گذراندن دوره‌های سخت و ریاضت‌های معنوی، صاف و پاک می‌شود.

3.خدا زان خرقه بیزار است صد بار / که صد بت باشدش در آستینی:

حافظ در این بیت به خرقه‌ای اشاره می‌کند که در ظاهر نماد عرفان و زهد است، اما در باطن پر از بت‌های نفسانی و غرور است. او می‌گوید خداوند از چنین زهدی بیزار است.

4.مروت گر چه نامی بی‌نشان است / نیازی عرضه کن بر نازنینی:

حافظ در این بیت به مروت و جوانمردی اشاره می‌کند که گرچه نامی بی‌نشان است، اما ارزش آن زمانی آشکار می‌شود که در برابر افراد نازنین و شریف عرضه شود.

5.ثوابت باشد ای دارای خرمن / اگر رحمی کنی بر خوشه چینی:

در این بیت، حافظ به ثواب و پاداش الهی اشاره می‌کند که نصیب کسانی می‌شود که به دیگران رحم می‌کنند و به نیازمندان کمک می‌رسانند.

6.نمی‌بینم نشاط عیش در کس / نه درمان دلی نه درد دینی:

حافظ در این بیت از فقدان نشاط و شادی در میان مردم سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که نه درمانی برای دل‌های شکسته وجود دارد و نه کسی به درد دین و معنویت توجه می‌کند.


 معنی و تفسیر بیت های پایانی :

7.درون‌ها تیره شد باشد که از غیب / چراغی برکند خلوت نشینی:

در این بیت، حافظ به تاریکی درون انسان‌ها اشاره می‌کند و امیدوار است که از غیب چراغی روشن شود و راهنمای سالکان راه حق باشد.

8.گر انگشت سلیمانی نباشد / چه خاصیت دهد نقش نگینی:

حافظ در این بیت به انگشت سلیمان اشاره می‌کند که نماد قدرت و حکمت است. او می‌گوید اگر این حکمت و قدرت نباشد، نقش‌های زیبا و ظاهری (مانند نگین) هیچ خاصیتی نخواهند داشت.

9.اگر چه رسم خوبان تندخویی ست / چه باشد گر بسازد با غمینی:

در این بیت، حافظ به رسم خوبان اشاره می‌کند که گاهی تندخویی می‌کنند، اما می‌پرسد چه می‌شود اگر با افراد غمگین و نیازمند مدارا کنند.

10.ره میخانه بنما تا بپرسم / مآل خویش را از پیش بینی:

در این بیت، حافظ به میخانه اشاره می‌کند که می‌تواند نمادی از محل عشق و معرفت باشد. او می‌خواهد راه میخانه را بیابد تا از پیشگویان سرنوشت خود را بپرسد.

11.نه حافظ را حضور درس خلوت / نه دانشمند را علم الیقینی:

در این بیت، حافظ به فقدان حضور در درس خلوت و علم یقین اشاره می‌کند. او می‌گوید نه او به درس خلوت دسترسی دارد و نه دانشمندان به علم یقین رسیده‌اند.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها