قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار کامل شاعران / حافظ / غزلیات حافظ / غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم

غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم

به این پست امتیاز بدهید

حافظ-غزل شماره 360

 

غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم

دواش جز می چون ارغوان نمی‌بینم

به ترک خدمت پیر مغان نخواهم گفت

چرا که مصلحت خود در آن نمی‌بینم

ز آفتاب قدح ارتفاع عیش بگیر

چرا که طالع وقت آنچنان نمی‌بینم

نشان اهل خدا عاشقی ست با خود دار

که در مشایخ شهر این نشان نمی‌بینم

بدین دو دیده ی حیران من هزار افسوس

که با دو آینه رویش عیان نمی‌بینم

قد تو تا بشد از جویبار دیده ی من

به جای سرو جز آب روان نمی‌بینم

در این خمار کسم جرعه‌ای نمی‌بخشد

ببین که اهل دلی در میان نمی‌بینم

نشان موی میانش که دل در او بستم

ز من مپرس که خود در میان نمی‌بینم

من و سفینه ی حافظ که جز در این دریا

بضاعت سخن دُرفشان نمی‌بینم

 

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*